محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

433

خلد برين ( فارسى )

خطير پوشيده به منصب تدريس و خادمى روضهء سدره مرتبهء ، نظم : امامى كه روبند خاك درش را * خلايق به مژگان ملايك به شهپر سرافراز گرديد و سالها به اين سعادت فايز بود تا در حين مراجعت خاقان عليين آشيان از يورش خراسان به مرافقت موكب ظفر نشان مراجعت نمود ، و در اثناى سير و سفر در ولايت رى ، مركب هستى وى به سر درآمده به عالم ديگر رفت . عارف عوارف سرمد شيخ حسين عبد الصمد نخل برومند اثمار فضايل و از اعاظم علما و مشايخ جبل عامل و جامع جوامع علوم دينى و عارج معارج معارف يقينى بود . در آغاز بهار جوانى خلاصهء ايام زندگانى را در صحبت عارف معارف ربانى و باقى به بقاى جاودانى ، شهيد ثانى ، صرف تحصيل علوم دينيه و تكميل معارف يقينيه نموده در تصحيح سند حديث و مستند فقه و تفسير بذل جهد به تقديم رسانيد و به مشاركت آن زبدهء ارباب حال ، عارج معارج تحصيل كمال و جوياى تصحيح حديث و رجال و طالب تحصيل مراتب اجتهاد بود تا بر سلم بلند پايهء اجتهاد صعود نمود . و بعد از ارتقاء بر مدارج تكميل و وصول به پايهء والاى تحصيل ، اعلاى معالم ديندارى سلسله - جنبان گرديده از وطن مألوف به بلدى بخت بيدار ، متوجه دربار آسمان - كردار شد ، و در شهور سنهء ثلاث و ستين و تسع مائه خود را به عز ملاقات خاقان جنت مكان و شرف مجالست مجالس خلد نشان مفتخر و سرافراز گردانيده منظور نظر تربيت و مشمول عنايت بىغايت خاقان قدردان گرديد ، و علماى عهد و دانشمندان زمان ، اذعان اجتهاد آن واقف رموز مبدأ و معاد كرده خدمتش را مجتهد جامع الشرايط شمردند . و چون مدتى بود كه اقامت نماز جمعه بنابر اختلاف علماء در شرايط وجوب و وقوع آن در ميان مسلمانان متروك و مهجور بود شيخ بزرگوار در اداى آن لوازم اهتمام به تقديم رسانيده گزاردن نماز جمعه را در ميان ارباب ايمان شايع گردانيد و تا در درگاه آسمان جاه اقامت داشت دقيقه‌اى از دقايق اقامت جمعه و جماعات فرو نمىگذاشت . عاقبت منصب سامى شيخ الاسلامى و تصدى شرعيات ممالك خراسان عموما